مقالات طلایی روابط عمومی

-يك مدل آموزش روابط عمومی براي عملكرد حرفه ای

-انجمن بين المللی روابط عمومی

-برترينهای تحقيق روابط عمومی

-اصلاح مصرف بنزين (سوخت) وظيفه اي براي روابط عمومي

-چالش ها و فرصت هاي روابط عمومي در اتحاديه اروپا

-چرا اينترنت آخرين ابزار روابط عمومي محسوب مي شود؟

-چرا روابط عمومي ارزشمند است؟

-نقش مسائل و امور عمومي در يك جامعه دموكراتيك

-دين و نهاد ارتباطات ؛ پيوند ها و پرسشها

-ارتباطات

-وظيفه اطلاع رسانی روابط عمومی

چالش هاي روابط عمومي مديريت منابع آب

استانداردهاي اخلاقي روابط عمومي

فعاليتهاي فرهنگي و ارتباطي شركت بهينه سازي مصرف سوخت

پيامدهاي فناوري بر روابط عمومي

حرفه اي شدن روابط عمومي و ارتباطات

مديريت هيأت در سازمان و تأثير آن بر روابط عمومي

روابط عمومي و مشاوره مديريت در نظام بانكي

نحوه سنجش روابط رسانه هاي اجتماعي

روابط عمومي و روابط صنعتي

روابط مشتري در روابط عمومي

روابط عمومي بين المللي واينترنت : گستردگي وارتباطات

بررسي جايگاه روابط عمومي در ايران و نقش در ميزان پاسخ نگويي

روابط عمومي و مشتري فرماني در نظام بانكي

سنجش ميزان تاثير و كارايي طرح و محتواي روابط عمومي

آيا صداقت يك ارزش مطلق روابط عمومي است؟

سيماي روابط عمومي در ايران

بانک مقالات روابط عمومی

مهمانداري در اسلام (میهمانان)
مهمانداري در اسلام (مدت مهمانى)
مهمانداري در اسلام (آداب مهمانى)
مهمانداري در اسلام (وظايف ميزبان)
مهمانداري در اسلام (ثمرات مهماندارى)
مهمانداري در اسلام ( فضيلت مهماندارى )
اينترنت و خانواده ها
آداب برگزاري ميهماني ها
قوانين آداب معاشرت
تاثیر وسایل ارتباط جمعی بر پیوندهای عاطفی درخانواده ها
برقرارى ارتباط و تعادل بين كار و زندگى
وظایف روابط عمومی و وظایف کارشناسان روابط عمومی (قسمت دوم)
وظایف روابط عمومی و وظایف کارشناسان روابط عمومی(قسمت اول)
روابط عمومي در جامعه اطلاعاتي
روابط عمومي ديجيتال

ياد گذشته!!!!

گاو ما ما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی!!!....

ادامه نوشته

امان از واژه‌های بیگانه!/دیار ایرانی

 

ایمان ایرانی در وبلاگ دیار ایرانی در نوشت:

Fast food منظورم به کار بردن نام‌های فرنگی نبود. من می‌خواهم بر گفته آقایان صحه بگذارم و بگویم آخر آقا جان، چرا از این قرتی‌بازی‌ها درمی‌آورید و از این نام‌های اجنبی استفاده می‌کنید؟ از این به بعد بگویید غذای فوری. البته به هیچ وجه هم به این توجه نکنید که «غذا» و «فوری» هر دو واژه‌های عربی است و در صورت به کار بردن آن، باز هم فارسی حرف نزده‌ایم. این وسط می‌مانند صاحبان فست‌فودها، نه ببخشید صاحبان غذافوری‌ها که برای تعویض تابلوهایشان، هزینه هنگفتی روی دستشان مانده و به جای این‌که آن هزینه را خرج بهداشت آشپزخانه و کارمندان کنند، ‌در جیب تابلوسازی‌ها می‌ریزند و البته خوبیش این است که به هر حال، پول به گردش درمی‌آید و اشتغال‌زایی هم که صد البته داره باری از روی دوش جامعه برمی‌دارد.

تشویق
تازه پس از این شک نکنید که دیگر هیچ کس با خوردن غذا در این غذافوری‌ها مسموم نمی‌شود و سوسیس و کالباس‌ها از آشغال‌گوشت و آشغال مرغ درست نمی‌شود و ... .

ببخشید‌ها یک پرسش دیگر هم مغزم را قلقلک می‌دهد و این‌که حتما باید معادل، ترجمه لفظ به لفظ باشه؟ یادمه آخرین بار که رفتم «غذافوری» برای دریافت یک «کش‌لقمه» سه ربع منتظر ماندم؛ زمانی که برای آماده شدن کباب چنجه هم لازم نیست.

خوشمزه
خدا پدرشان را بیامرزد که اینقدر به فکر مردم هستند و ... دیگه ملالی نیست به جز دوری شما.

فاطمه فاطمه است...دکتر علی شریعتی

فاطمه، فاطمه است

اينک لحظه‌ وداع با علي (ع) ! چه دشوار است.اکنون علي بايد در دنيا بماند. سي سال ديگر! فرستاد ” ام رافع ” بيايد ، وي خدمتکار پيغمبر(ص) بود. از او خواست که - اي کنيز خدا، بر من آب بريز تا خود را شست ‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتي، غسل کرد و سپس جامه‌ هاي نويي را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سياه پوشيده بود، پوشيد، گويي از عزاي پدر بيرون آمده است و اکنون به ديدار او مي‌رود.

به ام رافع گفت:
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.
لحظه ‌اي گذشت و لحظاتي …
ناگهان از خانه شيون برخاست.

پلک‌هايش را فروبست و چشم‌هايش را به روي محبوبش ـ که در انتظار او بود‌ ـ گشود.
شمعي از آتش و رنج ، در خانه‌ علي خاموش شد و علي تنها ماند . با کودکانش.
از علي خواسته بود تا او را شب دفن کند ، گورش را کسي نشناسد و … و علي چنين کرد.

اما کسي نمي ‌داند که چگونه؟ و هنوز نمي ‌داند کجا؟
در خانه‌اش؟ يا در بقيع ؟ معلوم نيست.
و کجاي بقيع ؟ معلوم نيست.
آنچه معلوم است،‌ رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه .

مدينه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته ‌اند. سکوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوي آرام علي دارد.
و علي که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بي ‌پيغمبر، بي ‌فاطمه. همچون کوهي از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.

ساعت ‌ها است.شب ـ خاموش و غمگين ـ زمزمه درد او را گوش مي ‌دهد، بقيع آرام و خوشبخت و مدينه بي‌وفا و بدبخت، سکوت کرده ‌اند، قبر‌هاي بيدار و خانه‌ هاي خفته مي‌شنوند.
نسيم نيمه شب کلماتي را که به سختي از جان علي برمي‌آيد، از سر گور فاطمه به خانه‌ خاموش پيغمبر مي‌برد.
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پيوست، سلام اي رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزيز تو ـ اي رسول خدا ـ شکيبايي من کاست و چالاکي من به ضعف گراييد . اما، در پي سهمگيني فراق تو و سختي مصيبت تو، مرا اکنون جاي شکيب هست.
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در ميانه‌ حلقوم و سينه من جان دادي، “انا لله و انا اليه راجعون”.

وديعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدي است و اما شبم بي‌خواب، تا آنگاه که خدا خانه‌اي را که تو در آن نشيمن داري، برايم برگزيند.
هم‌اکنون دخترت تو را خبر خواهد کرد که قوم تو بر ستمکاري در حق او همداستان شدند. به اصرار از او همه چيز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گير.

اينها همه شد، با اين که از عهد تو ديري نگذشته است و ياد تو از خاطر نرفته است.
بر هر دوي شما سلام. سلام وداع کننده‌اي که نه خشمگين است، نه ملول.
لحظه‌اي سکوت نمود، خستگي يک عمر رنج را ناگهان در جانش احساس کرد. گويي با هر يک از اين کلمات، که از عمق جانش کنده مي‌شد ـ قطعه‌اي از هستي‌اش را از دست داده است.

درمانده و بيچاره بر جا مانده؛ نمي‌دانست چه کند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را، اين‌جا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گويي ديوي است که در ظلمت زشت شب کمين کرده است. با هزاران توطئه و خيانت و بي‌شرمي انتظار او را مي‌کشد.
و چگونه بماند؟ کودکان؟ مردم؟ حقيقت؟ مسئوليت‌هايي که تنها چشم به راه اويند و رسالت سنگيني که بر آن پيمان بسته است؟

درد چندان سهمگين است که روح تواناي او را بيچاره کرده است. نمي‌تواند تصميم بگيرد، ترديد جانش را آزار مي‌دهد، برود؟ بماند؟
احساس مي‌کند که از هر دو کار عاجز است، نمي‌داند که چه خواهد کرد؟
به فاطمه توضيح مي‌دهد: “اگر از پيش تو بروم، نه از آن رو است که از ماندن نزد تو ملول گشته‌ام، و اگر همين جا ماندم، نه از آن رو است که به وعده‌اي که خدا به مردم صبور داده است بدگمان شده‌ام”.

آنگاه برخاست، ايستاد، به خانه‌ پيغمبر رو کرد، با حالتي که در احساس نمي‌گنجيد، گويي مي‌خواست به او بگويد که اين “وديعه‌ي عزيز”ي را که به من سپرده‌اي، اکنون به سوي تو بازمي‌گردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برايت همه چيز را بگويد، تا آن‌چه را پس از تو ديد يکايک برايت برشمارد.

فاطمه اين‌چنين زيست و اين‌چنين مرد و پس از مرگش زندگي ديگري را در تاريخ آغاز کرد. در چهره همه‌ ستمديدگان ـ که بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند ـ هاله‌اي از فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه‌ قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ايمان‌هاي شگفت زنان و مرداني که در طول تاريخ اسلام براي آزادي و عدالت مي‌جنگيدند، در توالي قرون، پرورش مي‌يافت و در زير تازيانه‌هاي بي‌رحم و خونين خلافت‌هاي جور و حکومت‌هاي بيداد و غصب، رشد مي‌يافت و همه‌ دل‌هاي مجروح را لبريز مي‌ساخت.
اين است که همه جا در تاريخ ملت‌هاي مسلمان و توده‌هاي محروم در امت اسلامي، فاطمه منبع الهام آزادي و حق‌خواهي و عدالت‌طلبي و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است.
از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه، يک ” زن ” بود، آن‌ چنان که اسلام مي‌خواهد که زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.

وي در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر يک دختر، در برابر پدرش.
مظهر يک همسر در برابر شويش.
مظهر يک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر يک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش.

وي خود يک “ امام ” است، يعني يک نمونه مثالي، يک تيپ ايده‌آل براي زن، يک “ اسوه ” ، يک شاهد براي هر زني که مي‌خواهد ” شدن خويش ” را خود انتخاب کند.
او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ مدامش در دو جبهه خارجي و داخلي، در خانه‌ پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ مي‌داد.

نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوه‌هاي خيره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظيم علي است.

او در کنار علي تنها يک همسر نبود، که علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يک دوست، يک آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي ‌نگريست و انيس خلوت بيکرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش.
اين است که علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علي همسراني مي‌گيرد و از آنان فرزنداني مي‌يابد. اما از همان آغاز، فرزندان خويش را که از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا مي‌کند. اينان را “بني‌علي” مي‌خواند و آنان را “بني‌فاطمه”.

شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم که او را به گونه‌ي ديگر مي‌بيند. از همه‌ي دخترانش تنها به او سخت مي‌گيرد، از همه‌ تنها به او تکيه مي‌کند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش مي‌گيرد.
نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟

خواستم از ” بوسوئه ” تقليد کنم، خطيب نامور فرانسه که روزي در مجلسي با حضور لويي، از ” مريم ” سخن مي‌گفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌هاي مريم را بيان کرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيکرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي ‌هاي اعجاز‌گر کرده‌ اند.

اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه ‌ها و کوششها و هنرمندي‌‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي بسيار، به اندازه‌ اين کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند که: “مريم (س)، مادر عيسي (ع) است “.
و من خواستم با چنين شيوه ‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌‌ي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه دختر محمد است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه همسر علي است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه مادر حسين است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم، که فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم که فاطمه نيست.
نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است

برگرفته از كتاب فاطمه فاطمه است

محمد حسين طباطبايي کجاست؟

دکتر محمد حسين طباطبايي (عکس خردسالی)

 

 

عکس متعلق به دکتر محمد حسين طباطبايي ( علم الهدي) است که معمم شده است.

نيمه اول دهه هفتاد بود که انتشار اخباري مبني بر اينکه کودک سه چهار ساله قمي حافظ کل قران شده است در سراسر جهان اسلام پيچيد و شبکه هاي مختلف صدا و سيما با پخش بخش هايي از برنامه هاي اجرا شده توسط وي اين نابغه قرن و معجزه قران را به ايرانيان معرفي کرد. او کسي نبود جزسيد محمد حسين طباطبايي ( علم الهدي). سيدمحمدحسين طباطبايي در سال 1370 در شهرستان قم به دنيا آمد و در سن 2/5 سالگي شروع به حفظ قرآن نمود و به لطف امام زمان عج توانست در سن 5 سالگي کل قرآن را حفظ نمايد. وي علاوه بر حفظ کل قرآن در آن مقطع سني توانسته بود احاديث کتاب شريف اصول کافي و همچنين کتاب گلستان سعدي و اشعار محتشم کاشاني را حفظ نمايد. در آن سالها نه تنها در ايران که تمام جهان اسلام با چهره و شخصيت اين نابغه و معجزه قرآن در عصر حاضر آشنا شدند. ، کودک پنج، شش ساله اي که چهره اي نوراني و روحاني داشت و از سادات طباطبايي از فرزندان امام حسن مجتبي عليه السلام هست. سيدمحمدحسين که هم اکنون 15 سال سن دارد در جهان کوچکترين فردي است که در سن 5 سالگي موفق شد کل قرآن را حفظ نمايد. علم الهدي که در همان سنين موفق کسب درجه دکتراي افتخاري از دانشگاه حجاز گرديد، هم اکنون و در سالهاي پاياني دوران نوجواني و در ابتداي راه جواني در حوزه علميه قم و هموچن ساير طلاب زير نظر اساتيد مشغول به تحصيل است. او همان کتاب هايي را که طلاب مطالعه مي کنند، مي خواندو در عين حال وي و پدرش حجت الاسلام سيد محمد مهدي طباطبايي چند سال پس از آن سالها اقدام به تاسيس موسسه جامعه القران الکريم کشور نمودند که با تاسيس شعبات متعددي در سراسر کشور اقدام به ترويج حفظ و آموزش قران کريم در سراسر کشور نمودند. در اين مراکز حفظ و آموزش قران به همان شيوه هاي خاص و محنصر به فردي که در دهه هفتاد و با همکاري پدر، محمد حسين 5-4 ساله موفق به حفظ کل قران گرديد اجرا مي گردد. هم اکنون حتي در دورافتاده ترين و محروم ترين شهرهاي کشور شعبه هاي اين موسسه در حال فعاليت مي باشد. مدارکي که علم الهدي طي سالهاي طفوليت تا نوجواني از دانشگاههاي کشورهاي مختلف گرفته است عبارت است از :
1 -اعطا» مدرک ديپلم افتخاري از کشور بوسني و هرزگوين که بالاترين مدرک و درجه علمي در بوسني مي باشد که به يک عالم ديني داده مي شود. در سال .1376
2- اعطا» مدرک ليسانس افتخاري دانشگاه تبريز (آذربايجان شرقي).
3- اعطاي مدرک دکترا از دانشگاه ( حجاز ) کاونتري انگلستان .
وي در آن سالها به چند کشور خارجي مسافرتهاي مختلفي داشت. از جمله :
1 -سفر به عربستان ( جهت اجراي برنامه و تشرف به حج تمتع )
2 -سفر به بوسني و هرزگوين.
3 -سفر به کشور اسلوني.
4 -سفر به کشور ترکيه.
5 -سفر به کشور سوريه.
6- سفر به کشور انگلستان ( اواخر بهمن 76)
در سفري که در نيمه دوم بهمن سال 76 به انگلستان داشت در طول 18 روز اقامت در آنجا در 7 شهر مختلف انگلستان برنامه اجرا کرد که مورد استقبال بي نظير مسلمانان شيعه و سني قرار گرفت و حتي وهابي هاي آن جا به دست بوسي اين افتخار جهان تشيع آمدند! ( در حالي که اين کار را شرک مي دانند.) در همين مسافرت بود که در هيئتي مرکب از هشت استاد حضور يافت به همراه يک نفر از اساتيد دانشگاهها که به عنوان ناظر حضور داشت امتحاني از وي در پنج رشته علوم قرآني گرفته شد :
1 حفظ قرآن با ترجمه
2- بيان موضوع آيات
3- تفسير و توضيح آيات
4- مکالمه به وسيله آيات قرآني
5- بيان آيات به روش اشاره امتحاني از ايشان گرفتند که حدود 3/5 ساعت طول کشيد و اين امتحان در دو مرحله عمومي و تخصصي صورت گرفت و در پايان بر اساس استانداردهاي موجود انگلستان به ايشان مدرک دکتراي افتخاري اعطا» کردند. در مدت اقامت علم الهدي در انگلستان بسياري از مطبوعات و شبکه هاي مختلف راديو تلويزيوني با ايشان مصاحبه کردند و اخبار مربوط به اين حافظ خردسال را جز» مهمترين عناوين خبري خود قرار دادند. محمدحسين در طول برنامه حفظ قرآن خود، ثواب حفظ هر سوره اي را به يکي از معصومين عليهم السلام هديه مي کرد; مثلا ثواب حفظ سوره بقره را به پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم، سوره آل عمران را به حضرت علي عليه السلام، سوره نسا» را به حضرت زهرا سلام الله عليها و به همين ترتيب ثواب تلاوت و حفظ سوره هاي ديگر را نيز به ديگر معصومين عليهم السلام نثار مي کرد.
چند مورد از سوال و جوابها و خاطره اي شيرين و جذاب از ايشان به نقل از پدر و استادشان حجت الاسلام و المسلمين طباطبايي که خودشان حافظ کل قرآن کريم و استاد رشته حفظ مي باشند را مي آوريم :
گفتني است اين خاطرات و سوال و جواب ها مربوط به دوران خردسالي محمد حسين مي باشد.
از سيدمحمدحسين طباطبايي سوال شد: آيه در مورد مثلث بخوانيد، گفت :
انطلقوا الي ظل ثلاث شعب ( برويد زير سايه... که از سه گوشه شما را احاطه کند ).
پرسيدند نظر شما در مورد فرهنگ غرب چيست؟ جواب داد :
اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات... ( نماز را ضايع نموده و از شهوات نفس پيروي کردند. )
سوال شد با توجه به امکانات پيشرفته اي که اينجا مي باشد دوست داري لندن بماني يا بروي قم؟
جواب داد: قم فانذر
همچنين در پاسخ به اين سوال يک جمله عربي بسيار زيبا گفت : لا ابدل شبدا واحدا من قم بکل اروپا. ( يعني: يک وجب از خاک قم را با همه اروپا عوض نمي کنم.) پدر بزرگوار ايشان حاج آقا طباطبايي نقل مي کنند : بعد از امتحان تخصصي براي اخذ مدرک دکترا به شهر ( بيرمنگام) رفتيم، به منزل يکي از دوستان، در آنجا برادري گفت که برنامه کامپيوتري جديدي دارد که که مي تواند از ديوان حافظ فال بگيرد، گفتم آيا مي توانيد فال علم الهدي را بگيريد؟ ايشان تفالي به ديوان حافظ زدند و اشعار زير بر روي صفحه مونيتور نقش بست :
شکر شکن شوند همه طوطيان هند
زين قند پارسي که به بنگاله مي رود
طي مکان ببين و زمان در سلوک شعر
کاين طفل يک شبه ره صد ساله مي رود
هنگامي که محمد حسين به دنيا آمد، والدينش او را با نور قرآن آشنا ساختند و چنين بود که او در همان سال هاي آغاز زندگي اش، در مسير قدسي کلام وحي قرار گرفت. مغزي را که خداوند براي انسان آفريده است، حتي با قوي ترين و پيشرفته ترين رايانه ها نمي توان مقايسه کرد. توانايي ها و ظرفيت هاي مغز و حافظه انسان فوق العاده و بيش از حد تصور است. حفظ هر مطلبي همچون انداختن سنگريزه اي در دريا است. آفرين باد بر خدايي که بهترين آفرينندگان است. دانشمندان گفته اند که حافظه انسان گنجايش ده هزار ميليارد کلمه را دارد; يعني مي تواند صد ميليون جلد کتاب و يا به عبارت ديگرچهل ميليارد صفحه را در حافظه خود جاي دهد. البته به کار بردن راه هاي درست مطالعه و حفظ است که مي تواند اين گفته دانشمندان را عملا نشان دهد. پس ما نيز مي توانيم قرآن را که همه آن 604 صفحه است، در حافظه خود جاي دهيم. اين در مقابل چهل ميليارد صفحه قطره اي از بحر است. پس چه زيباست کودکان در سن هفت سالگي مطابق روايات اسلامي و حتي زودتر به يادگيري و حفظ قرآن بپردازند و فکر و ذهن خود را با قرآن نوراني کنند.

http://forum.jameatulquran.com/postt688.html

علم بهتر است یا ثروت؟

علم یا ثروت
 

معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند. پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..! پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید، زیر لب می‌گفت: آری! ثروت بهتر است چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم « علم بهتر است..! »

علم بهتر است یا ثروت؟

سؤالی که از دیرباز در بین دانش آموزان، آن هم در کلاس انشا مطرح بوده و هست، این است که «علم بهتر است یا ثروت؟» این جمله به ظاهر ساده، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و حتی دانشگاه نیز مورد سؤال است...

 

ادامه نوشته

دانلود رایگان جزوات درسی دانشگاهی آمار + جامعه شناسی+ کامپیوتر + حقوق + تعاون و...

1  آمار در علوم اجتماعی  جوادی powerpoint   zip file
2  آمار مقدماتی جوادی powerpoint   zip file
3  آمار مقدماتی میرزایی powerpoint   zip file
4  اصول علم اقتصاد دكتر لشکری powerpoint   zip file
5  بررسي مسائل اجتماعي ايران صداقت زاده گان

powerpoint   zip file

6  بررسي مسائل اجتماعي ايران كياني

powerpoint   zip file

7  تاريخ تفكر اجتماعي در اسلام صداقت زاده گان  powerpoint   zip file
8  تامين و رفاه اجتماعي فيروز راد

powerpoint   zip file

9  تغييرات اجتماعي كيا كجوري powerpoint   zip file
10  تكنيك هاي خاص تحقيق  جوادي

powerpoint   zip file

11  جامعه شناسي انحرافات بخارايي

powerpoint   zip file

12  جامعه شناسي انقلاب بخارايي

powerpoint   zip file

13  جامعه شناسي ايلات و عشاير كيا كجوري  powerpoint   zip file
14  جامعه شناسي توسعه بخارايي

powerpoint   zip file

15  جامعه شناسي خانواده دانش powerpoint   zip file
16  جامعه شناسي روستايي كيا كجوري  powerpoint   zip file
17  جامعه شناسي روستايي دكتر ملكي

powerpoint   zip file

18  جامعه شناسي سازمانها دانش powerpoint   zip file 
19  جامعه شناسي سياسي بخارايي

powerpoint   zip file

20  جامعه شناسي شهري دانش powerpoint   zip file 
21  جامعه شناسي صنعتي دكتر ملكي

powerpoint   zip file

22  جامعه شناسي قشرها و نابرابريهاي اجتماعي كيا كجوري  powerpoint   zip file 
23  جغرافياي انساني ايران كديور

powerpoint   zip file

24  حقوق بازرگانی حسینی powerpoint   zip file
25  ریاضیات پایه سلطانی powerpoint   zip file
26  سيرتحول تعاوني در ايران و جهان فيروزراد

powerpoint   zip file

27  كامپيوتر و كاربرد آن هدايتي آذري powerpoint   zip file
28  كامپيوتر و كاربرد آن در علوم اجتماعي كياني

powerpoint   zip file

29  مباني تعاون حجتي شرق powerpoint   zip file 
30  مباني تعاون دكتر ملكي

powerpoint   zip file

31  مباني جامعه شناسي بخارايي

powerpoint   zip file

32  مباني جامعه شناسي حجتي شرق  powerpoint   zip file 
33  مباني جامعه شناسي كياني

powerpoint   zip file

34  مباني جمعيت شناسي كياني

powerpoint   zip file

35  مباني جامعه شناسي(مفاهيم اساسي1) حجتي شرق  powerpoint   zip file 
36  مباني جامعه شناسي(مفاهيم اساسي 2) دكتر زاهدي powerpoint   zip file 
37  مديريت و سازماندهي در تعاونيها دانش powerpoint   zip file 
38  نظريه هاي جامعه شناسي1 صداقت زاده گان  powerpoint   zip file 
39  نظريه هاي جامعه شناسي2 صداقت زاده گان  powerpoint   zip file 
40  نظريه هاي جامعه شناسي2  جوادي

powerpoint   zip file


با روابط عمومی خارها گل می شود؟!!

به بهانه فرا رسیدن ۲۷ اردیبهشت ماه روز ارتباطات و روابط عمومی

۲۷ اردیبهشت ماه ، روز ارتباطات و روابط عمومی بر شما نخبه عرصه ارتباطات مبارک باد! 

واژه روابط عمومی برای من به یک کابوس تبدیل شده است. یک کابوس ماندگار و ابدی.  همه از عظمت و بزرگی آن  و ضرورت وجودش می گویند. می گویند با روابط عمومی خارها گل می شود ...

ادامه نوشته