درود بر شما ، همراه همیشگی ام ؛

امیدوارم هفته ها و ماهها غیبت طولانی مدت مرا به بزرگواری خودت ببخشی!...

به لطف خدای بزرگ و دعای خیر شما ،

فعلاً زنده هستم ؛

مطالعه می کنم ؛

مقاله می نویسم ؛

دانشگاه می روم ؛

می گریم ؛

می خندم ؛

مثل همه مردم ؛

اما خیلی «فکر» می کنم ؛

که چه چیزی را فدای چه چیزی می کنم؟!

...یک ساعت از «عمر» من چقدر می ارزد ؛

و می توان با آن چه کارهایی کرد

و حالا من با آن چکار می کنم!...

اگر «غم نان» بگذارد!...